بیوشیمی جنسی
عشقولانه
بیوشیمی جنسی را از یک لحظه بسیار سخت می توان تعریف کرد . بدین معنا که یا آن را احساس می کنید یا آن را احساس نمی کنید.
آیا تا بحال اتفاق افتاده است که یکی از دوستانتان مرد یا زن فوق العاده ای را برای شما توصیف کرده باشد و به شما اطمینان خاطر داده باشد که او هر آنچه را که یک زن یا مرد می خواهد ، داراست ، به طوری که مشتاق شده باشید او را حتماً ببینید . سرانجام پس از آنکه او را از نزدیک دیدید متوجه شدید که هیچگونه جاذبه جنسی برایتان ندارد ؟ . آیا تا بحال از لحاظ جنسی جذب کسی شده اید که هیچ گونه نقطه مشترکی با او نداشته اید ، برایش احترام قائل نبوده اید یا او را تایید نمی کردید و هرگز نیز نمی خواستید که زندگیتان را با او بگذرانید ؟ موضوعی که در رابطه با جاذبه جنسی بسیار ناراحت کننده و حتی عصبانی کننده است نیز همین است . بدین معنا که ظاهراً تحت شرایط نادرست با فرد نامناسب ، اغلب آن را بیش از حد احساس می کنیم و تحت شرایط درست با فرد مناسب اصلاً آن را احساس نمی کنیم .
چرا فقط نسبت به افراد خاصی جاذبه جنسی داریم ؟
جاذبه جنسی میان دو نفر ، به این معناست که میان آن دو رزنانس ( یعنی نیروی متناوبی که با فرکانس مشابه ارتعاشات آزاد یک جسم به آن وارد کنیم ، ارتعاشات پرانرژی تری حاصل می کند ) وجود دارد . حال می پرسیم چه چیز این جاذبه را به وجود آورده است ؟
چندی بیش نیست که دانشمندان و جامعه شناسان به مطالعه این بعد روانی و نامرئی زندگی انسان پرداخته اند . مطمئنم کسانی را ملاقات کرده اید که پیش از آنکه حرفی بزنند از آنها خوشتان آمده یا برعکس از آنها خوشتان نیامده است . اگر از آن شخص خوشتان آمده است این نشان دهنده آن است که انرژی آنها را دریافت می کنید . چنانچه سرشار از عشق و شور و حال و بخشش باشند شما نیز احتمالاً احساس خوبی خواهید داشت و چنانچه احساسات و نیروهای منفی زیادی از قبیل خشم ، دلخوری و انزجار داشته باشند با این که شما چنین احساساتی را در خود ندارید احتمالاً احساس بدی پیدا خواهید کرد . اما چنانچه احساسات و عواطف مشابهی در خود داشته باشید با یکدیگر رزنانس خواهید داشت .
هر یک از ما دارای چندین وضعیت ارتعاشی مختلف هستیم :
ارتعاش جسمانی: برآیند تمامی کارهایی است که به وسیله غذا ، سیگار ، مواد مخدر ، الکل ، ورزش و روابط جنسی با بدنتان می کنید که به نوبه خود نیز می تواند تحت تاثیر ارتعاشات پرانرژی فکری یا احساسی و ( عاطفی ) قرار بگیرد .
ارتعاش فکری: برآیند تمامی افکار ، قضاوت ها و باورهای شماست .
ارتعاش احساسی( عاطفی ): برآیند تمامی احساسات گذشته و حال و شامل تمامی برنامه ریزی احساسی شما است .
ارتعاش روحی: برآیند احساس صلح و آرامشی است که با خود و دنیای بیرون تان دارید به اضافه فلسفه روحی و انعکاس مجموعه تمامی دیگر ارتعاشات جسمانی ، فکری ، احساسی ( عاطفی ) شما .
بنابراین هنگامی که نسبت به کسی احساس جاذبه جنسی می کنید ، احتمالاً به این معناست که در یک یا چند زمینه از ارتعاشات یکسانی برخوردار هستید . اما این لزوماً به این معنا نیست که از تفاهم کافی برخوردار هستید و همسران خوبی برای یکدیگر خواهید شد .
جاذبه جنسی و تفاهم دو چیز متفاوت هستند . جاذبه جنسی یکی از ارکان تفاهم به حساب می آید ، اما به تنهایی کافی نخواهد بود تا با فرد مقابلتان تفاهم داشته باشید .
جاذبه فوری و جاذبه تدریجی:
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که به هنگام همسرگزینی مرتکب می شویم قضاوت عجولانه است . چنانچه کسی در ابتدای آشنایی برایتان جذاب نباشد ( نسبت به او جاذبه جنسی نداشته باشید ) لزوماً به این معنا نخواهد بود که در آینده پس از آنکه او را بهتر شناختید نیز هرگز برایتان جذاب نخواهد بود . ممکن است در میان گذاشتن افکار و احساسات تان با یکدیگر بتواند چنان رزنانس جسمانی را نیز فعال کند . جاذبه نباید تنها بر اساس قیافه و ظاهر فرد مقابلتان باشد ، بلکه باید برخاسته از احساس شما ، هنگامی که با او هستید نیز باشد . به همین دلیل جاذبه تدریجی عملاً اصیل تر و واقعی تر از شهوت در نگاه اول است چرا که برخاسته از کلیت شخص است و نه تنها بعد جسمانی او .
به یاد داشته باشید ، منتظر ماندن برای آنکه بیوشیمی جنسی رشد کند ، به این معنا نسیت که ماه ها و سال ها در رابطه ای که فاقد هرگونه شور و حال و حرارت است باقی بمانید به این امید که روزی به طرزی معجزه آسا بیدار شوید و ببینید نسبت به فرد مقابلتان جاذبه جنسی پیدا کرده اید . گرچه نمونه هایی نیز گزارش شده اند که دو نفر به مدت ۵ یا ۱۰ سال با یکدیگر آشنا بوده اند و ناگهان دریافته اند تمام این مدت عاشق یکدیگر بوده اند .اما معمولاً این طور است که مردم به روابط غیر ارضاء کننده همچنان ادامه می دهند تنها به این دلیل که از رو به رو شدن با حقیقت هراس دارند .
منبع: سایت تنظیم خانواده
ادامه مطلب ...

| ۱۰ كشف مهم از دیدگاه نشریه تایم -سال2007 |
10كشف مهم سال ۲۰۰۷ از دیدگاه نشریه تایمنشریه تایم، در اجرای سنت همه ساله خود، در آستانه سال جدید میلادی، در اکثر حوزههای اجتماعی و خبری، ۱۰موضوع مهم سال گذشته را از دیدگاه کارشناسان خود اعلام کردهاست. در حوزه دانش و فناوری هم نشریه تایم، در ۴ دسته کشفیات علمی، ایدههای سبز، فاجعههای طبیعی و فاجعههای ناشی از بشر ۱۰ واقعه مهم سال را بررسی کردهاست. در اینجا نگاهی داریم به ۱۰ كشف مهم سال ۲۰۰۷ از دیدگاه نشریه تایم: اما بخش جالب فهرست مهمترین وقایع علمی و طبیعی سال، به انتخاب ۱۰ کشف برتر علمی سال ۲۰۰۷ برمیگردد. ۱) زیست شناسی سلولی و مولکولی در ماه نوامبر، شینیا یاماناکا از دانشگاه کیوتو و جیمز تامسون از دانشگاه وسکانسین، ۲ زیستشناس مولکولی، در مقالهای اعلام کردند که توانستهاند با دستکاری سلولهای پوستی، سلول بنیادی جنینی تولید کنند. چنین کشف بزرگی منجر به آن خواهد شد که در آینده نزدیک دانشمندان بتوانند بدون ازبین بردن جنین، سلولهای بنیادی درست کنند که نقش اساسی در درمان بیماریهای ناشی از نقص اعضا و... دارد. ۲) ژنتیک اطلاعات لازم برای نقشه ژنوم انسانی تا سال ۲۰۰۲ کامل شد، اما این حجم عظیم اطلاعات نیاز به پالایش داشت که این کار زیر نظر پروفسور ماوریک کاریگ ونتر، فیزیولوژیست مولکولی، در مریلند در ماه سپتامبر خاتمه یافت و عنوان دومین کشف بزرگ علمی سال را از آن خود کرد. ۳) اخترفیزیک ثبت درخشانترین انفجار ابر نو اختر در تاریخ فعالیتهای نجومی توسط دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و دانشگاه تگزاس، بزرگترین پدیده نجومی سال و سومین پدیده علمی شناختهشد. در کهکشان راهشیری ، ۴۰۰میلیارد ستاره وجود دارد که تنها ۱۰۰۰عدد آنها اندازهای برابر ستاره SN ۲۰۰۶gy دارند که انفجار آن ثبتشده است. جرم این ستاره، حدود ۲۰۰برابر خورشید است. ۴) جانورشناسی در اعماق ۷۰۰ تا ۶۰۰۰ متری دریای ودل در اقیانوس منجمد جنوبی ، پژوهشهایی در سال گذشته انجام شد که منجر به کشف بیش از ۷۰۰ گونه جانور جدید شد که چنین کشف یک جایی در تاریخ جانورشناسی بینظیر است. مجله نیچر هم این کشف را بهعنوان مهمترین کشف سال اعلام کردهاست. ۵) مهندسی پزشکی ساخت دریچه مصنوعی برای قلب توسط تیم دکتر یاکوب در کالج سلطنتی لندن، که مشکلات ۶۰۰هزارنفر را در سراسر جهان رفع خواهد کرد، پنجمین فعالیت مهم علمی سال نامگرفتهاست. این اختراع، ۳ تا ۵ سال دیگر کاربردی خواهد شد. ۶) اختر فیزیک یک کشف نجومی دیگر رتبه ششم را از آن خود کرده است؛ «مشتریهای داغ». محققان انگلیسی طرح WASP، که دنبال سیارات خارج از منظومه شمسی میگردند، چند سیاره مشتریگونه پیدا کردهاند که دمای سطح آنها ۲۰۰۰درجه است و تداعیکننده سالهای اولیه تشکیل منظومه شمسی هستند. ۷) دیرینهشناسی كشف فسیل دایناسور پرنده عظیم الجثه در شمال چین و مغولستان که برآوردها نشان میدهد یکونیم تن وزن داشته است، تعجب دیرینه شناسان را برانگیخت. ساختار بدن این پرنده که ۷۰ میلیون سال پیش میزیسته، شبیه پرندههای امروزی است. ۸) دیرینهشناسی باز هم دیرینهشناسی رتبه هشتم را از آن خود کرد. بررسی اسكلت های انسان، تقریبا این ادعا را که انسان امروزی «هموساپینس - ساپینس» حدود ۶۵ تا ۲۵ هزار سال پیش در جنوب آفریقا شکل گرفته و از آنجا به شمال این قاره و سپس اروپ، آسی و استرالی مهاجرت کرده ،به یقین نزدیک کردهاست. ۹) جانورشناسی پیرترین موجود زنده روی زمین ، صدف دوکفهای است که در اقیانوس اطلس شمالی در نواحی شمالی ایسلند و در ۸۰متری عمق آب کشف شد و لقب نهمین کشف علمی سال را هم از آن خود کرد. ۱۰) زمینشناسی زمین شناسان موزه علوم طبیعی لندن، در صربستان سنگهای معدنیای را کشف کردند که بسیار جالب وغیرمنتظره بودند. کریپتونیت افسانهای، رنگ سبز خیرهکنندهای دارد و نحوه شکلگیری آن هنوز در پردهای از ابهام قرار دارد. به نقل از :http://www.beytoote. com |
ادامه مطلب ...

| كشف شباهت ژنوم قورباغه و انسان |
اگرچه در گذشته تصور میشد مغز فرمانده بدن است، اما رفته رفته محققان پی بردند نه تنها خود مغز كه همه رفتارها و خصوصیات آدمی تحت كنترل مادهای دیگر به نام DNA یا ماده ژنتیكی است و این ماده مهم است كه نقش انتقال وراثت را در طول قرنهای متمادی به عهده داشته و همین موضوع سبب شد توجه دانشمندان به این امر هر روز بیشتر و بیشتر شود.
به نقل از :http://www.beytoote.com/scientific/lashfiat-elmi/like-frog-discovered-human-genome-human.html |
ادامه مطلب ...
پیری برای مورچه ها آخر کار نیست
اما این بازنشستگان به کار دیگری گمارده می شوند. محققان دانشگاه اورگون در آمریکا، کشف کرده اند که این نوع مورچه ها در دوران پیری کمتر برگ می چینند و بیشتر حمل و نقل انجام می دهند.

مورچه های برگ چین، کشاورزان دنیای حشرات قلمداد می شوند.
برگی که هر یک از این مورچه های سخت کوش، قادر است بچیند و با خود حمل کند، پنچاه برابر وزنش است.
آنها صف می کشند و دسته جمعی محصولاتی را که چیده اند به خانه می برند.
این مورچه ها، به محل سکونتشان که رسیدند از برگ ها به عنوان سطحی برای پرورش قارچ استفاده می کنند؛ قارچی که کل جمعیت کولونی از آن تغذیه می کند. اما وقتی در اثر پیری آرواره های تیز و برنده این مورچه ها مستهلک می شود، سرعت کار گروهی جالب توجه آنها نیز پایین می آید.
محققان آمریکایی کشف کرده اند که جویدن و چیدن برگ ها برای مورچه های پیر دشوار است. اما وقتی دقیق تر رفتار آنها را مورد مطالعه قرار داده اند متوجه شده اند که مورچه هایی که آرواره هایشان کارایی و برندگی خود را کاملا از دست داده است، وظیفه کاری خود را عوض می کنند.
مورچه های پیر کار چیدن برگ را به مورچه های جوانتر می سپارند و به جای آن کار حمل و نقل برگ ها و طی مسافت طولانی تا خانه را بر عهده می گیرند.
این گروه محقق می گوید در جوامع سازمان یافته مورچه ها، تمامی مورچه ها قدرت تطبیق با تغییر شرایط را دارند که این باعث می شود حتی وقتی مورچه ای توان جسمی سابق خود را ندارد، برای کولونی اش مفید باشد.
ادامه مطلب ...

گیاهی که بمب را بو میکشد و زرد میشود
دانشمندان با دستکاری ژنتیکی گیاه تنباکو، بمبیابی درست کردهاند که مواد منفجره را بو میکشد و تغییر رنگ میدهد. دقت این گیاهان از سگ هم بالاتر است، فقط در حال حاضر در عمل کمی کند هستند.
درست مثل فیلمهای علمی- تخیلی است. فرودگاهی را تصور کنید که پر از گیاه است، حتی شبیه به یک جنگل. گیاهان بو میکشند و تشخیص میدهند که آیا مسافرین مواد منفجره با خود دارند یا نه. البته گیاهان قرار نیست پارس کنند یا هر صدای دیگری شبیه بوق داشته باشند. آنها با وجود بوی مواد منفجره تغییر رنگ میدهند.فکر میکنید ممکن است؟ به گزارش نیوساینتیست، جان مدفورد و گروهش از دانشگاه ایالت کلرادو معتقدند که روزی این سناریو به واقعیت میپیوندد.
گروه مدفورد در مطالعه جدید خود در گیاهان تنباکو و گوش موشی (با اسم علمی ارابیدوپسیس تالیانا) به نحوی تغییر ایجاد کردهاند که این گیاهان با تشخیص تمرکز مواد منفجره در هوای اطرافشان، از رنگ سبز به زرد تغییر رنگ میدهند. آنها با استفاده از یک برنامه رایانهای، گیرندههای پروتئینی این گیاهان را دستکاری کردند تا این گیرندهها نسبت به ماده تی.ان.تی واکنش نشان بدهند. بنابراین وقتی گیاه با بوی مواد منفجره مواجه میشود، مولکولهای تی.ان.تی به گیرندههای موجود در بافت گیاه میچسبند و باعث میشوند که برگها رنگ سبز خود را از دست بدهند.
در حال حاضر واکنش نشان دادن این گیاهان چندین ساعت طول میکشد، با این حال به گفته محققین ۱۰۰ بار حساستر و دقیقتر از علائمی است که بینی سگ دریافت میکند. اما برای این که این گیاهان در عمل مورد استفاده قرار گیرند، باید سرعتشان به چند ثانیه یا در نهایت چند دقیقه برسد.
شاید سرمایهای که وزارت دفاع و امنیت در اختیار گروه دانشگاه کلرادو قرار میدهد، بتواند این هدف را به حقیقت نزدیک نماید. خانم مدفورد که سرپرستی این مطالعات را برعهده دارد، در این باره میگوید: «من برای این گیاهان دو کاربرد بسیار خوب میبینم. اول پیدا کردن آلایندههای محیطی و دوم استفاده برای اهداف امنیتی. برای مردم عادی هم این گیاهان میتوانند مفید باشند؛ چون میتوانند به آنها نشان بدهند آبی که استفاده میکنند یا هوایی که نفس میکشند، پاک هست یا نه.»
ادامه مطلب ...
انشمندان انگليسي با اثبات ميزان سرعت انبساط جهان كه توسط انشتین مطرح شده بود، دقت باورنكردني اين فيزيكدان آلماني را ستودند.
پژوهشي جديد در مورد حركت كهكشانهاي دور به گشايش پنجرهاي به ميلياردها سال پيش منجر شده كه در آن آهنگ انبساط جهاني شروع به سرعت گرفتن كرده است.
مشاهدات دقيق فاصله در حال تغيير ميان كهكشانها نشان داده كه انبساط اسرارآميز فضا كه بين پنج تا شش ميليارد سال پيش آغاز شده با پيشبينيهاي آلبرت انشتین در سال 1916 مطابقت دارد.
سنجشهاي جديد كه در نشست ملي نجوم در منچستر ارائه شده، نشان داد كه جهان با يك سرعت رو به افزايش در حال انبساط بوده و اينكه سازههاي درون آن مانند خوشههاي كهكشاني در حال رشد هستند.
اين يافته با نظریه نسبیت عام انشتین مطابقت دارد كه وي در آن به ارائه سرعتي كه كهكشانها بايد طبق آن به سوي هم كشيده شوند پرداخته است.
ادامه مطلب ...
محققان استراليايي با آغاز آزمايشات بر روي پيش ساختهاي ريزتراشه براي نيرورساني به چشم مصنوعي، پژوهشها براي بازيابي بينايي با چشم مصنوعي را وارد مرحله جديدي كردهاند.با مثبت بودن آزمايشات در مراحل اوليه آزمايشگاهي و نزديك شدن به مرحله ارزيابي پيش باليني، مهندسان برق گروه بينايي موناش (MVG) مراحل آزمايشات باليني ريزتراشهها را آغاز كردهاند.
به گفته محققان، مثبت بودن نتايج نشان داده كه پروژه عرضه كاشت چشم مصنوعي مستقيم در مغز تا سال 2014 براي آزمايش بر روي بيماران قابل اجرا خواهد بود.
دستگاه چشم مصنوعي شامل بخشهايي مانند يك دوربين كوچك بر روي يك عينك كه مانند شبكيه عمل كرده، يك پردازشگر جيبي كه اطلاعات الكترونيكي را از دوربين دريافت و به علائمي تبدل كرده كه مغز را قادر به ساخت يك ساختار بصري ميكند و كاشتهاي قشري چند بخشي در مغز بوده، مانند پورتال براي تحريكهاي قشر بصري عمل خواهد كرد.
هدف از ساخت اين پروتز بينايي به گفته محققان، ارائه حداقل يك جايگزين براي حيوانات همراه يا عصاي سفيد است. اگرچه اين دستگاه در حالت كنوني مانند يك مكمل در كنار اين كمكها عمل كرده اما دانشمندان بر اين باورند كه در آينده و با پيشرفت فناوري ميتوان از آن به عنوان يك جايگزين كامل استفاده كرد.
اين ريزتراشهها مستقيما بر روي سطح قشر بينايي فرد در بخش تحتاني مغز نصب ميشود. طبق برآوردها، هر بيمار از يك شبكه تا 14 كاشي هشت در هشت ميليمتر برخوردار خواهد شد.
ادامه مطلب ...
نابودی تومورهای سرطانی به کمک باکتریهای مهندسی ساز
محققان موفق شدند برای نخستین بار با استفاده از باکتری «بیولومینسنت» با خاصیت درخشندگی، تصاویر سه بعدی دقیقی از تومورها در موش نشان دهند.
به گزارش سرویس علمی ایسنا ، در این تحقیق به سرپرستی «مارک تانگنی» از دانشگاه کالج کورک ایرلند، باکتریهای پروبیوتیک که نمونه هایی از آنها در ماست یافت می شود، به صورت داخل وریدی به موش های مبتلا به تومور تزریق شدند.
تصاویر سه بعدی تهیه شده، اطلاعات دقیقی در خصوص تعداد و محل باکتری ها درون تومور را نشان دادند.
در این روش اطلاعات بیشتری از تعامل باکتری ها و تومورها نسبت به روشهای متداول تصویربرداری دو بعدی به دست آمد.
پیش از این محققان از مواد لومینسانس برای بررسی عملکرد ارگانیسم استفاده می کردند که به آزمایش چندگانه اضافی برای تشخیص محل دقیق تومور نیاز بود.
تحقیق جدید نشان می دهد، می توان از این باکتری های مهندسی ساز حاوی عوامل تشخیصی و درمانی که به طور خاص در تومور تولید می شوند، برای درمان هدفمند استفاده کرد.
نتیجه این تحقیق در مجله PLoS ONE منتشر شده است.
منبع : ايسنا
ادامه مطلب ...
محققان موفق به ايجاد شيوه جديدي در برداشتن تومور شدهاند كه امكان بازگشت آن را پائين آورده و ايمني بوجود ميآورد.محققان بر پايه فرآيند برداشتن تومور كه توده سرطاني را در داخل بدن از بين ميبرد، دست به ساخت يك سيم راديواكتيو با طول كمتر از دو سانتيمتر و با عرض يك سوزن زدهاند كه در زمان تزريق به تومور جامد، اتمهاي مرگبار راديواکتيو از خود منتشر كرده و تومور را درخشان ميكند. با تجزيه غده سرطاني، اين غده از خود آنتيژنهايي منتشر كرده يك واکنش ايمني در برابر سلولهاي سرطاني توليد ميكنند. در اين شيوه نه تنها سلولهاي سرطاني نابود ميشوند بلكه در بسياري از موارد، بدن در برابر بازگشت تومور از خود واكنش ايمني نشان ميدهد كه تاكنون چنين ويژگي در روشهاي درماني وجود نداشته است.
در حال حاضر بيماران سرطاني تحت درمان تابش از تابش گاما استفاده ميكنند. اگرچه ذرات آلفا از كاربري بهتري برخوردارند اما برد آنها به قدري كوتاه است كه از پوست عبور نميكنند و از اين رو در درمانهاي پرتوي سنتي موفق نيستند. سيم راديواكتيو جديد اشكالات پرتو آلفا را با كاشت يونهاي راديواكتيو در تومور برطرف ميكند.
اين درمان كه «پرتودرماني با انتشار فرستندههاي آلفا» نام دارد اكنون توسط شركت Althera Medical Ltd به مصرف تجاري رسيده و به زودي آزمايشات باليني آن آغاز خواهد شد.اين محققان همچنين شيوه ديگري موسوم به «برداشتن جريان الکتريکي با پالس» براي از بين بردن تومورها ابداع كردهاند كه در آن الكترودهايي در تومورها قرار داده شده و به ايجاد جريانات الكتريكي ميپردازند.
ادامه مطلب ...

پس از اين برخورد بدليل اينكه اندازه حركت ثابت مي ماند فوتون تخريب مي شود كه اين تخريب با كاهش انرژي يا تغيير بسامد (رنگ) فوتون مي باشد. كه مقدار اين تغيير بسامد را مي توان با توجه به رابطه زير محاسبه كرد.(شكل 2)

از طرفي همانطور كه گفته شد انرژي ذره افزايش پيدا مي كند كه نتيجة اين افزايش انرژي، افزايش سرعت ذره مي باشد. (شكل 3)

با محاسبه انرژي فوتون پس از برخورد و با داشتن معلوماتي چون جرم الكترون، سرعت نور، انرژي ابتدايي فوتون مي توان زاويه انحراف الكترون را بدست آورد.(شكل 4)

ممكن است در برهم كنش فوتون با ماده همه انرژي فوتون به ماده منتقل شود و يا اينكه فوتون جذب الكترون شود:
اصل موضوعه اتم بور:
نيلز بور1 در سال 1913 بعد از اينكه نظريه اتمي رادرفورد نتوانست چرخش الكترون به دور هسته و پايدار ماندن اتم را توضيح دهد، مدلي نوين را براي اتم ارائه داد. در اين مدل بور به عناون اصل مي پذيرد كه الكترونها تنها مي توانند گذارهاي ناپيوسته اي از يك مدار مجاز به مدارهاي مجاز پايين تر انجام دهند، و تغيير انرژي، به صورت تابش با بسامد زير ظاهر مي شود:

اثر فوتوالكتريك:
اين اثر كه حالتي خاص از پديده كامپتون است يكي از 4 مقاله2 تكان دهنده اي بود كه آلبرت اينشتين3 در سال 1905 نوشت. البته تحقيقات اوليه اين اثر را هرتز4 در سال 1887انجام داد. هاينريش رودلف هرتز دانشمند آلماني كه سالهاي زيادي از عمر علمي خود را صرف تحقيقات بر روي امواج كرد آغازگر كشف اثري بود كه بعدها يك پايه استوار تجربي براي نظريه مكانيك كوانتوم و ذره ذره يا گسسته بودن انرژي شد.
هاينريش هرتز در حالي كه سرگرم مطالعات امواج الكترومغناطيس بود متوجه اين موضوع شد كه با تاباندن نور با طول موج هاي كوتاه يا ماورا بنفش به سطح كلاهك فلزي الكتروسكوپي با بار منفي باعث تخليه شدن كلاهك فلزي مي شود.
همانطور كه گفته شد كار بر روي اين اثر و توجيه آن در پرتو نظريه كوانتوم كه در آن روزها يك تئوري نوپا بود، به همت آلبرت اينشتين جوان انجام شد كه دستاوردي بزرگ براي او و علم فيزيك به همراه داشت. اينشتين به واسطه توجيه اين پديده نوبل فيزيك را از آن خود كرد و فيزيكدانان به نظريه بزرگ كوانتوم جدي تر از قبل نگاه كردند.اين پديده مي گويد كه اگر برسطح فلزي براق نور بتابانيم مشاهده مي كنيم كه در فركانسي خاص و ويژه الكترونها از سطح فلز جدا مي شوند.(شكل 5)

اصل عدم قطعيت
يكي از بزرگترين دستاوردهاي علمي بشر اصل عدم قطعيت و تعابير فلسفي آن مي باشد
اين اصل را ورنر هايزنبرگ6 با كمك هاي نيلز بور در سال 1927 ارائه كرد.براي آنكه تكانه و وضعيت آينده ذره اي را پيش بيني كنيم بايد بتوانيم وضعيت و تكانه فعلي آن را به دقت اندازه بگيريم . بديهي است براي اندازه گيري بايد ذره را در پرتو نور مورد مطالعه قرار دهيم چون برخي از امواج نور به وسيله ذره پراكنده خواهند شد و در نتيجه وضعيت ذره مشخص مي شود . اما دقت اندازه گيري وضعيت يك ذره بناگزير از فاصله بين تاجهاي متوالي موج نور كمتر است در نتيجه براي تعيين دقيق وضعيت يك ذره بايد از نوري با طول موج كوتاه تر استفاده كرد . حال بنابر فرضيه كوانتوم پلانك ، نمي توانيم هر قدر دلمان خواست مقدار نور را كم اختيار كنيم ، دست كم بايد يك كوانتوم نور مصرف كنيم . اين كوانتوم يا همان فوتون ذره را متاثر خواهد كرد . از اين گذشته براي آنكه وضعيت ذره را هر چه دقيق تر اندازه بگيريم . بايد از نوري با طول موج كوتاهتر استفاده كنيم كه با توجه به رابطه پلانك كه مي گويد فركانس با انرژي رابطه مستقيم دارد انرژي هم افزايش پيدا مي كند و بنابراين انرژي هر كوانتوم بيشتر مي شود . با افزايش انرژي نور تابانده شده مقدار انرژي جنبشي كه به الكترون تزريق مي شود افزايش پيدا مي كند. كه باعث زياد شدن اندازه حركت الكترون مي شود بنا براين هرچه تلاش كنيم كه موقعيت الكترون را دقيق تر مشخص كنيم اندازه حركت آنرا بيشتر تغيير خواهيم داد. به عبارتي ديگر ما هيچگاه نمي توانيم آينده ذرات را با وجود اصل ذاتي عدم قطعيت به طور دقيق مشخص كنيم كه اين دستاورد دقيقا در مقابل فلسفه فكري مكانيك نيوتوني قرار دارد.
با يك مدل ساده مي توان گفت كه مكانيك نيوتوني براي توصيف وضعيت ذره تنها نياز به يك عكس در لحظه اي معين از ذره دارد. يعني با داشتن خاصيت هاي كمي ذره مي تواند وضعيت ذره را پيش بيني كند حال آنكه مكانيك كوانتوم از ذره فيلم مي گيرد. يعني هزاران عكس از ذره را در نظر مي گيرد. و اساس توصيف وضعيت ذره را بر ميانگين و احتمالات مي گذارد. يا به عبارتي ديگر در برگيرنده همه چيز و در عين حال هيچ چيز.
اين اصل مي گويد اندازه حركت و مكان ذره (و هر زوج ديگري كه ديمانسيون حاصلضربشان با اين زوج برابر شود) در كوانتوم بر خلاف نظريه كلاسيك مكمل يكديگرند.

در ادامه بحث چند آزمايش در مورد عدم قطعيت را بررسي خواهيم كرد:
آ- پراش الكترون: فرض كنيد فاصله شكافها از يكديگر و فاصله شكافها تا پرده مقدار هاي معيني باشند. در اينصورت انتظار ما از آزمايش اينست كه با رقراري شرط محاسبه شده تداخل سازنده انجام شود. حال آنكه آزمايش با خطا همراه است و عدم قطعيت يك ابهام در مكان الكترون بوجود مي آورد.
كه دليل ايجاد شدن اين عدم قطعيت حضور ناظري بر آزمايش مي باشد.
ب- ميكروسكوپ هايزنبرگ: هدف اصلي اين آزمايش اينست كه بوسيله نوري كه الكترون ها پراكنده مي كنند مكان آنها مشخص شود. يعني بوسيله يك عدسي مي توان نور پراكنده شده توسط الكترون را مشاهده كرد. حال براي محاسبه دقيق تر مكان الكترون ها بايد توان تفكيك را تغيير داد يا به عبارتي ديگر عدم قطعيت در مكان الكترون را كه تابع طول موج و سينوس زاويه اي كه ميان محور اصلي و خط گذرنده از نقطه ابتداي عدسي مي باشد، را بايد كاهش داد. اما اين كار باعث مي شود تا تكانه با دقت كمتري محاسبه شود. كوانتوم مي گويد راستاي حركت فوتون پس از پراكندگي در محدوده تشكيل نامعين است. در نتيجه تكانه عدم قطعيتي دارد كه با زاويه ذكر شده رابطه مستقيم دارد. يا به عبارتي ديگر اگر ما بخواهيم بوسيله كاهش سينوس زاويه مذكور عدم قطعيت اندازه حركت را كم كنيم آنگاه عدم قطعيت ما در مكان افزايش مي يابد.
پ- الكترون ها در مدار اتم بور: در اين آزمايش تحت مطالعه قرار دادن الكترون باعث انتقال مهارنشدني تكانه به الكترون مي شود. كه خود عدم قطعيتي در انرژي الكترون ايجاد مي كند كه بسيار بزرگتر از اترژي بستگي الكترون در مدار مي باشد. يا به عبارتي ديگر اين جذب تابش در الكترون موجب خارج شدن الكترون از مدار مي شود. كه ازين رو نمي توان مدلي از مدار به دست آورد.
نكته مهمي كه از آزمايش آخر نتيجه مي گردد اينست كه عدم قطعيت تنها به زوج اندازه حركت و مكان محدود نمي گردد بلكه زوج هاي ديگري همچون انرژي- زمان را در بر مي گيرد. كه مي توان گفت كه اين زوج حاصل و ثمره نظريه نسبيت است.

در اين آزمايش او اتاقي در بسته را در نظر مي گيردكه درونش يك گربه وجود دارد و شامل مقداري سيانور در يك شيشه شكننده كه به يك چكش وصل است مي باشد. در اين اتاقك مقدار بسيار كمي ماده راديواكتيو است كه ممكن است در يك زمان طولاني حتي يك اتم آن تجزيه نشود. و در اين اتاقك شمارشگر گايگر موجود است كه به محض اكتيو شدن ماده راديواكتيو رله چكش را به كار مي اندازد و اين چكش شيشه حاوي سيانور را مي شكند و حيوان مي ميرد. حال سوال اينست كه آيا در صورت باز نكردن جعبه مي توانيم در مورد زنده بودن يا نبودن جانور حرفي بزنيم. شرودينگر مي گويد كه زندگي گربه پنجاه-پنجاه است. جان ويلسون مي گويد: « طبق كوانتوم گربه تا زماني كه كسي در جعبه را باز نكرده و مشاهده اي انجام نداده در حال زنده و مرده قرار دارد»
ث- در حيطه ماكروسكوپيك: اگر از خطاهاي كوچك در حوزه مكانيك كلاسيك چشم نپوشيم آنگاه اين اصل را مي توان براي اجسام ماكروسكوپيك هم بكار گرفت.
بطور مثال يك توپ را در نظر بگيريد اگر اين توپ را از ارتفاعي رها كنيم به زمين مي خورد و به سمت بالا بر مي گردد وآنقدر اين كار را ادامه مي دهد تا بايستد.اما آيا واقعا از حركت ايستاده است؟ اصل عدم قطعيت مي گويد نه! به اين دليل كه اگر اين توپ بخواهد دقيقا در يك نقطه باقي بماند در آن صورت مكان دقيقش مشخص مي شود طبق اصل عدم قطعيت اگر عدم قطعيت ما در مورد مكان كم باشد عدم قطعيت ما در مورد اندازه حركت فوق العاده زياد است
به حدي كه اصلا نمي توانيم عددي براي اندازه حركت قائل شويم. بنا براين احتمال اينكه توپ از حركت ايستاده باشد صفر است. يعني به محض مشاهده، نور به آن انرژي وارد مي كند پس ما هيچگاه نمي توانيم واقعيت يا همان از حركت ايستادن توپ را ببينيم.) بوسيلة اين اصل و استدلالي مشابه مي توانيم توجيه كنيم كه چرا ذرات داخل اتم مدام در حال حركت هستند.
آزمايشات ديگري نيز مطرح شده است كه از ميان آنها مي توان به مهمترين آنها يعني پديده تونل زني در كوانتوم كه بر اساس علم احتمالات در كوانتوم شكل گرفته است اشاره كرد.اين اصل نگاه ديگري را به نوع نگرش فيزيك در طبيعت مي بخشد.كوانتوم بوسيله اين اصل توانست در خط فكري فلسفه قرن 20 و مسير كلي فلسفه علم تغييرات مهمي را ايجاد كند.
عدم قطعيت و سرنوشت غير قابل پيش بيني:
سالها از مطرح شدن اين اصل توسط هايزنبرگ مي گذرد اما اين اصل همچنان به قوت خويش باقيست. و تمام نظريه ها كه مطرح شد و تمام برداشتهايي كه بعدها از نظريه كوانتوم انجام شد اين اصل را محترم شمرد.
از دل اصل عدم قطعيت نظريه هاي ديگري بيرون آمدند كه از بين آنها مي توان به نظريه آشوب اشاره كرد. اين تئوري يكي از مهمترين جريانات در فيزيك مدرن پس از كوانتوم بود. اين نظريه تلاشي است براي پاسخگويي به پرسش هايي كه نشان از ايجاد حوادث مهم توسط حركات آشوبناك دارد. كشف وجود پديده هاي تصادفي در نظام غير قابل پيش بيني فيزيك به برآمدن رشته جديدي از علم منجر شده است كه مدعي جهان ما بسيار غير قابل پيش بيني تر از آنيست كه تصور مي شد! نظريه آشوب با در نظر گرفتن تمام آثاري كه فيزيكدانان آنها را تا پيش ازين از محاسبات خويش حذف مي كردند توانست جلوه ديگري از طبيعت را آشكار سازد: « پروانه اي در برزيل بال مي زند و در نقطه اي از آمريكاي شمالي سيل مي آيد » . البته نبايد ازين مسئله غافل شد كه نظريه آشوب غالبا در سيستم هايي حاكم است كه حساسيت فوق العاده نسبت به شرايط اوليه دارند يا اينكه به دليل دارا بدن فاكتورهاي زير تحت تاثير اثرات شگفت انگيز آشوب قرار مي گيرند: ميان رشته اي بودن.
بزرگ مقياس بودن.
دارابودن تعداد زياد پارامتر هاي مداخله گر.
غير خطي يا بودن. بويژه زماني كه رفتار ديفرانسيلي باشد. يعني عامل زمان
(نرخ و سرعت تغيير) در سرنوشت و رفتار سيستم اثر بگذارد.
اين نظريه مدعي است كه پيچيده ترين ساختار ها تركيبي از چند قاعده ساده هستند. اما اين نظريه تنها بر ژنتيك و هواشناسي حاكم نيست بلكه اگر به هر خاطره ذهني به چشم يك فركانس نگاه كنيم مي بينيم كه يك خاطره كوچك مي تواند آشوبي در ذهن به پا كند..
اما آشوب چگونه بوجود آمد؟
نخستين بار سيستمهايي مشاهده شدند كه اگرچه در ***** فيزيك مكانيك كلاسيك بودند، اما رفتار ديناميك و غير خطي آنها باعث شده بود تا پيش بيني رفتار بلند مدت آنها عملا غير ممكن گردد.
بعدا ثابت گرديد كه نه تنها در عمل پيش بيني نا ممكن است بلكه در تئوري نيز سدهايي براي رسيدن به يك پيش بيني دقيق و دراز مدت وجود دارد.
دانشمندي بنام لورنتس در سال 1965 مشغول پژوهش روي مدل رياضي بسيار ساده اي كه از آب و هواي زمين بود ، به يك معادله ديفرانسيل غير قابل حل رسيد. وي براي حل اين معادله به روشهاي عددي با رايانه متوسل شد. او براي اينكه بتواند اين كار را در روزهاي متوالي انجام دهد، نتيجه آخرين خروجي يك روز را به عنوان شرايط اوليه روز بعد وارد مي كرد. لورنتس در نهايت مشاهده كرد كه نتيجه شبيه سازي هاي مختلف با شرايط اوليه يكسان با هم كاملا متفاوت است. بررسي خروجي چاپ شده رايانه نشان داده كه رويال مكبي رايانهاي كه لورنتس از آن استفاده مي كرد، خروجي را تا ۴ رقم اعشار گرد مي كند. از آنجايي محاسبات داخل اين رايانه با ۶ رقم اعشار صورت مي گرفت، از بين رفتن دورقم آخر باعث چنين تاثيري شده بود. مقدار تغييرات در عمل گرد كردن نزديك به اثر بال زدن يك پروانه است. اين واقعيت غير ممكن بودن پيشبيني آب و هوا در دراز مدت را نشان مي دهد..
نظم در آشوب:
هم شكلي: در تئوري آشوب ؛ نوعي شباهت بين اجزاء و كل قابل تشخيص است. بدين ترتيب كه هر جزئي از الگو همانند و مشابه كل مي باشند. خاصيت خودمانائي در رفتار اعضاي سازمان نيز مي تواند نوعي وحدت ايجاد كند ؛ همه افراد به يكسو و يك جهت و هدف واحدي نظر دارند.
جاذبه هاي بي نظم: جاذبه ها انواع مختلف دارند مانند جاذبه نقطه ثابت ؛ جاذبه دور محدود ؛ جاذبه گوي مانند و جاذبه بي شكل يا بي نظم. جاذبه هاي بي نظم برخلاف جاذبه هابي قبلي كه نوعي نظم و قابليت پيش بيني داشتند ؛ بي نظم هستند و به همين خاطر برخي آنها را جاذبه هاي بي نظم نيز ناميده اند. اما همين جاذبه بي نظمي از الگوهاي خاص و مشخصي تبعيت مي كنند.پويا بودن: سيستمهاي بي نظم خود را با محيط پيرامون وفق مي دهند.
توضيحات پاياني:
1- دانشمند و فيلسوف بزرگ دانماركي كه مكانيك كوانتوم را بنيان نهاد.
نيلز بور2- نسبيت خاص، حركت براوني، فيزيك براي مواد حالت جامد و اثر فوتو الكتريك3- دانشمند بزرگ آلماني كه در سال 1879 در اولم آلمان بدنيا آمد و در سال 1955 در آمريكا درگذشت.

آلبرت اينشتين
صداي سخنراني اينشتين:
4- دانشمند پرتلاش آلماني كه وجود امواج الكترومغناطيس را اثبات كرد. وي در سال 1857 در آلمان بدنيا آمد و در سن 37 سالگي درگذشت.

هاينريش هرتز
ماكس پلانك

ورنر هايزنبرگ
7- كنفرانسي كه در آن بزرگان علم فيزيك براي تبادل نظر در مورد آخرين دستاوردهاي علم گرد هم مي آمدند

انجمن سلواي
8- فيزيكدان اتريشي كه در سال 1887 بدنيا آمد و در سال 1961 از دنيا رفت.

اروين شرودينگر
ادامه مطلب ...



