
| فسیلهای دو میلیون ساله انسان نما |
فسیل های دو موجود کهن شبیه به انسان (هومینید) در آفریقای جنوبی کشف شده است.قدمت این فسیل ها متعلق به یک زن بزرگسال و یک پسر جوان - شاید مادر و پسر - حدود دو میلیون سال است و در رسوبات غاری در مالاپا نه چندان دور از ژوهانسبورگ کشف شد.
منبع : سايت بيتوته |
ادامه مطلب ...

| كشف دایناسور ۲۳۸ میلیون ساله |
دیرینهشناسان برزیلی فسیل دایناسور ۲۳۸ میلیون ساله را كشف كردند.
منبع : سايت بيتوته |
ادامه مطلب ...
آشنایی با پدیده الماسهای خونین+ تصاویر
به گزارش سرویس اقتصادی جام نیوز، الماس یکی از محبوب ترین سنگهای موجود در دل زمین است و جذابیت آن برای انسانها به اندازهای است که شاید هر بهایی برای خریداری آنها پرداخته شود، اما بد نیست بدانید که پدیده ای به نام "الماسهای خونین" در جهان وجود دارد که بهای الماسها را فراتر از هر مبلغ قابل تصوری افزایش خواهد داد،الماسهایی که برای دستیابی به آنها خون انسانها ریخته شده است.
الماس، سنگ درخشان و خیره کنندهای که بیشتر در زمینههای تزئینی و زیورآلات مصرف دارد، در سرتاسر جهان طرفداران پرو پا قرصی را به سوی خود جذب کرده است، پدیدهای که عامل اصلی آن در صنعت الماس که در سلطه شرکتی به نام "دوبیرز" است ریشه دارد. ارزش این صنعت در سال 2005 در حدود 60 میلیارد دلار تخمین زده شد.
الماسها بر اساس چهار معیار شفافیت، رنگ، برش و وزن سنجیده میشوند. با این همه منتقدان همیشگی صنعت الماس در تلاشند تا به افرادی که برای به دست آوردن الماسهای بیشتر حریصانه تلاش میکنند معیار دیگری را بشناسانند که "جنگ" نامیده میشود.
آیا دوستداران این سنگهای ریز و درشت درخشان فکر میکنند در اختیار داشتن یکی از این الماسها ارزش رنجها،مرگها و آوارگی هزاران آفریقایی را خواهد داشت؟
الماسهای خونین یا الماسهای جنگ به سنگهایی گفته می شود که در مناطقی خاص از آفریقا توسط گروههای فاسدی که برای تامین هزینه جنگهای شورشیان و جنگهای داخلی به پول نیاز دارند به صورت غیر قانونی استخراج و صادر میشوند.
پیش از آنکه به جزئیات نفرتانگیز تجارت فاسد الماسهای آفریقایی بپردازیم، باید به دو نکته مهم اشاره شود، اول اینکه درصد کمی از الماسهای جهان هستند که هنوز از این مناطق ویژه در آفریقا استخراج میشوند و هیچ راهی برای فهمیدن اینکه آیا آمار الماسهای خونین حقیقاتا درست هستند یا نه وجود ندارد زیرا به راحتی میتوان الماسها را از این کشورهای درگیر به بیرون قاچاق کرد. دوم اینکه تمامی کشورهای آفریقایی پایگاه این نوع از تجارتهای غیر قانونی الماس نیستند.
برای درک بهتر تجارت الماس آفریقا ابتدا باید فهمید که چرا الماسها در بخشهایی از این قاره بزرگ مورد بهره برداری سودجویان قرار میگیرند. بهتر است با این سوال شروع کنیم: تجارت الماس آفریقا را چه کسی آغاز کرد و چه کسی تلاش دارد آن را تحت کنترل خود درآورد؟
تاریخچه الماس در آفریقا
الماسها در حدود 600 میلیون تا 3 میلیارد سال پیش در آفریقا به وجود آمدند، زمانی که فشارهای کلان و حرارت بالا باعث شد کربنی که در عمق هزار و 931 کیلومتری از سطح زمین قرار داشت کریستالی شده و به الماس تبدیل شود. این الماسها به تازگی و در حدود یک میلیون سال پیش توسط فورانهای آتشفشان به سطح زمین نزدیکتر شدهاند.
بر خلاف اینکه گفته میشود الماس بسیار کمیاب است، معادن موجود در آفریقا، کانادا و دیگر کشورها مملو از این سنگهای ارزشمند است که استخراج شده و برش می خورند و سپس سود کلانی را به وجود می آورند.
میل به الماس هرگز به اندازه امروز زیاد نبوده و از این رو صنعت الماس با وجود بالا بودن هزینهها و نگرانیها بر سر قانونی بودن یا نبودن تجارت الماس، همچنان در حال رشد است، و در این میان شرکت "دوبیرز" اصرار دارد که با وجود سلطه بر بازار الماس جهان،تمامی الماسهای این شرکت کاملا پاک هستند.
شورای جهانی الماس که از سال 2000 با هدف مبارزه با تجارت غیر قانونی الماس در آفریقا آغاز به کار کرده است، باور دارد الماسها به جز زیبایی فواید زیاد دیگری برای جهان دارند. برای مثال صنعت الماس از بیش از 10 میلیون انسان در سرتاسر جهان پشتیبانی میکند و همچنین سود به دست آمده از تجارت الماس در مبارزه با بیماری ایدز در آفریقا بسیار تاثیر گذار است.
الماسهای خونین آفریقا
متخصصان میگویند فروش غیر قانونی الماسهای خونین میلیاردها دلار سرمایه برای تامین جنگهای داخلی و دیگر درگیریها در کشورهای آفریقایی از جمله "سیرالئون" که جنگ آن در سال 2002 به پایان رسید، آنگولا، لیبریا، ساحل عاج و جمهوری دمکراتیک کنگو را تامین کرده است.
در اغلب موارد،افرادی که در پس این جنگهای داخلی هستند، شورشیانی علیه دولت قانونی به شمار میروند که میخواهند کنترل مناطقی که در صنعت الماس از سوددهی بالایی برخوردارند را در دست بگیرند.
برای مثال در سیرالئون گروهی مشهور به گروهی شورشی "جبهه متحد انقلابی" ساکنان روستاهایی که بر روی معادن الماس واقع بودند را کشته، تهدید کرده و حتی دست و پای آنها را قطع کردند تا در نهایت توانستند کنترل کامل معادن منطقه را به دست بگیرند.
این گروه سپس به روستای بعدی رفت تا معادن بیشتری به دست بیاورد و این کار وحشتی در سیرالئون به وجود آورد که بسیاری از افراد خانههای خود را ترک کرده و فرار کردند. در این درگیری ظالمانه به طور کلی 20 هزار انسان بیگناه دچار قطع عضو شدند، 75 هزار نفر کشته شده و دو میلیون نفر از این کشور فرار کردند.
بر اساس گزارش نشنال جئوگرافیک، تمامی این درگیریها به طور کلی بیش از چهار میلیون نفر کشته و میلیونها نفر فراری از خود به جا گذاشتند. در دهه 1990 سازمانهای حقوق بشر تلاش کردند تا افسانه تکان دهنده این نسل کشیها و حرص و طمع را در برابر چشم جهانیان زنده کنند.
در همین راستا برنامه "طرح فرایند صدور گواهی کیمبرلی" ( Kimberley Process Certification Scheme) در سال 2002 به منظور کنترل تجارت الماس ایجاد شد تا از ورود الماسهای خونین به بازار قانونی الماس جلوگیری شود. این طرح توسط صنعت الماس جهان پایه گذاری شده و توسط سازمان ملل متحد اجرا شد.
بر اساس گزارش "دوبیرز" بیش از 70 کشور در این برنامه که دولتها را متعهد میسازد تا از صادرات الماسها در کانتینرهای ایمن اطمینان حاصل کنند، مشارکت کردند. هر یک از محمولهها نیز باید از گواهینامه مجاز دولتی با شماره گذاری ویژه برخوردار باشند تا اطمینان حاصل شود که محموله حاوی الماسهای خونین نیست. همچنین کشورها باید هر نوع محموله که از گواهینامه کیمبرلی برخوردار نیست را بازگردانند.
طرفداران طرح کیمبرلی اکنون ادعا دارند 99.8 درصد از الماسهای امروز جهان کاملا قانونی و غیرخونین هستند. اما منتقدان بر این باروند این طرح هیچ تضمینی نمیدهد که بتواند از ورود الماسهای غیر قانونی از طریق قاچاق از کشورهای بحران زده آفریقایی به کشورهای تحت پوشش طرح کیمبرلی و سپس صادرات قانونی آنها جلوگیری کند.
در حقیقت گزارش سال 2006 سازمان ملل متحد و آمریکا نشان می دهند نزدیک به 23 میلیون دلار الماس خونین از ساحل عاج به کشورهای مجاز قاچاق شده و سپس به صورت قانونی در جهان توزیع شدهاند.
با وجود اینکه آفریقا در حدود 60 درصد از نیاز الماس جهان را تامین می کند، منابع جایگزینی نیز برای تامین الماس وجود دارند. با در نظر گرفتن اینکه تمامی کشورهای آفریقایی از بحران جنگهای داخلی رنج نمی برند، می توان به کشور بوتسوانا اشاره کرد که توانسته با کمک صنعت استخراج الماس موفقش، رشد قابل توجهی داشته باشد.
این کشور به همین واسطه به عنوان یکی از اقتصادهای در حال رشد جهان معرفی شد در حالی که در سال 1966 این کشور به عنوان یکی از فقیرترین کشورهای جهان شناخته میشد. کانادا و دیگر کشورهای جهان نیز از معادن غنی الماس برخوردارند.
دانشمندان سرتاسر جهان نیز در راستای برطرف ساختن زوایای ترسناک صنعت الماس جهان، برای بیش از 50 سال در تلاش بودهاند تا در آزمایشگاههایشان الماسی حقیقی به وجود بیاورند با این امید که بتوانند به نیاز غیر قابل مهار به الماسهای طبیعی خاتمه دهند.
با وجود اینکه طی این سالها سنگهایی با استحکام بالا و قابلیت برش دادن دیگر الماسها در آزمایشگاهها ساخته شدند، هنوز نتوانستهاند به کیفیت الماسهای طبیعی دست پیدا کنند و از این رو در صنایع مختلف از قبیل صنایع برش الماسی مورد استفاده قرار میگیرند.
الماسهای خونین بر پرده سینما
در کنار فعالیتهای سازمانهای مدافع حقوق بشر، یکی از تاثیرگذارترین رویدادهایی که توانست توجه جوامع و کشورها را نسبت به پدیده دردناک الماسهای خونین جلب کند فیلمی با همین نام (الماسهای خونین) است که در سال 2006 ساخته شده و در آن داستان یک قاچاقچی جنگی (لئوناردو دی کاپریو) در میان جنگ داخلی سیرالئون به تصویر کشیده شده است که در تلاش است الماسی بیقیمت را از روستایی خارج کند.
با وجود اینکه در فیلم وحشیگری که ساکنان روستا با آن مواجه بودند به خوبی به تصویر کشیده شده بود، بسیاری این فیلم را ملایم تر و خفیفتر از آنچه واقعا در سیرالئون روی داده میدانند. طبیعی است که صنعت الماس جهان پس از اکران این فیلم موضع تدافعی به خود گرفت و بلافاصله اعلام کرد که طرح کیمبرلی وضعیت تجارت ناسالم الماس را تا حد چشمگیری بهبود بخشیده است.
الماسهای غیر خونین
حتی تندرو ترین منتقدان تجارت کنونی الماسهای آفریقایی نیز بر این باورند متوقف سازی این تجارت در آفریقا میتواند تاثیرات ناخوشایندی بر زندگی انسانهای بیگناه آفریقایی که برای ادامه زندگی به تجارت الماس تکیه دارند، داشته باشد.
بسیاری از کشورهایی که در گذشته درگیر جنگهای داخلی بوده اند،از قبیل سیرالئون و لیبریا،در نهایت توانستند خود را از چنگال جنگهای داخلی نجات داده و صادرات همراه با صلح الماس را از سر بگیرند. با این همه مناطقی مانند ساحل عاج و بخشهای شرقی کنگو هنوز با بحران الماسهای خونین مواجهند.
گروه های مدافع حقوق بشر از قبیل سازمان عفو بین الملل و دیدبان جهانی از دولتهای ائتلافی می خواهند تا برای اطمینان از صادرات و واردات الماسهای قانونی کشورهای تحت پوشش طرح کیمبرلی را کنترل کنند.
این گروهها از این نگرانند که در صورت عدم وجود کنترل کافی برای جلوگیری از ورود الماسهای خونین به تجارت قانونی الماس، پدیده تجارت خونین الماسها دوباره احیا شود.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
ادامه مطلب ...
به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين حيوان با طول بيش از هشت متر، بزرگترين گونه سوسمار در زمين محسوب شده كه در حدود دو تا چهار ميليون سال پيش در كنيا ميزيسته است.
دانشمدان با بررسي فسيلهاي موزه طبيعي كنيا در نايروبي موفق به شناسايي اين گونه شده كه جزئيات آن در مجله Vertebrate Paleontology منتشر شده است.
برخي از اين فسيلها در نزديكي محلهاي كشف فسيلهاي انساني شناسايي شدهاند كه به معني زندگي آنها در موازات انسانها بوده است.
از آنجايي كه انسانها در آن زمان تنها نزديك به يك متر ارتفاع داشتهاند، از اين رو غذاي راحتي براي اين حيوانات محسوب ميشدند.
اين موجود به نام جان توربجارنارسون، محققي كه در زمان انجام تحقيقات در اثر ابتلا به مالاريا درگذشت، Crocodylus thorbjarnarsoni ناميده شده است.
به گفته محققان، اين گونه جديد مستقيما به گونه امروزي سوسمار رود نيل با طول 6.5 متر مرتبط نبوده بلكه اين سوسمار امروزي، گونه جديدتري نسبت به گونه كنيايي محسوب مي شود.
ادامه مطلب ...
زبان محرمانه فیلها کشف شد
زیست شناسان با استفاده از میکروفونهای فوق حساس موفق به کشف اصواتی با فرکانسهای بسیار پایین در میان فیلها شدند که این جانداران از آن در زمانهای ویژه برای برقراری ارتباط استفاده می کنند.
محققان در باغ وحش سان دیه گو طی مطالعات جدید خود موفق به آشکار کردن زبان محرمانه فیلها شده اند. این دانشمندان حین کنترل ارتباطات میان جانوران که امکان شنیدن آن برای گوشهای انسان وجود ندارد موفق به شناسایی این زبان شدند.
شاید صدای ترومپت مانند فیلها برای بسیاری از افراد صدایی آشنا و معمول به شمار رود اما این جانداران در واقع صدای خٍرخٍر مانندی نیز دارند که انسانها معمولا توجهی به آنها نمی کنند زیرا تنها بخشی از آن قابل شنیدن است.
دانشمندان برای ثبت این اصوات میکروفن های حساس به فرکانسهای پایین صوتی به همراه سیستم ردیاب جی پی اس را به بدن هشت فیل در این باغ وحش وصل کردند و صداهای به ثبت رسیده را به فعالیتهای این جانداران ارتباط دادند.
نتایج نشان داد فیلهای ماده از این اصوات با فرکانس پایین برای آگاه سازی دیگر اعضای گله درباره نزدیک شدن زمان تولد نوزادان خود استفاده می کنند. تلاش برای کشف استفاده از این زبان محرمانه در شرایط دیگر همچنان ادامه دارد.
به گفته محققان این جانداران پس از سپری کردن دوره طولانی بارداری دو ساله طی ۱۲ روز آخر از این اصوات با فرکانس پایین که انسان قدرت شنیدن آنها را ندارد استفاده می کند تا به دیگران اطلاع دهد کودکش در حال تولد است تا دیگر فیلهای گله از این نوزاد در برابر شکارچیانی مانند کفتارها محافظت کنند.
ادامه مطلب ...
عيد نو روز و بهار 1391 برهمه مشتاقان بهار مباركباد

اي نوبهار عاشقان داري خبر از يار ما
اي از تو آبستن چمن و اي از تو خندان باغها
اي بادهاي خوش نفس عشاق را فريادرس
اي پاکتر از جان و جا آخر کجا بودي کجا
اي فتنه روم و حبش حيران شدم کاين بوي خوش
پيراهن يوسف بود يا خود روان مصطفي
اي جويبار راستي از جوي يار ماستي
بر سينهها سيناستي بر جانهايي جان فزا
اي قيل و اي قال تو خوش و اي جمله اشکال تو خوش
ماه تو خوش سال تو خوش اي سال و مه چاکر تو را
درطواف شمع مي گفت اين سخن پروانه اي
سوختم زين آشنايان اي خوشا بيگانه اي
بلبل ازشوق گل وپروانه ازسوداي شمع
هرکسي سوزد بنوعي درغم جانانه اي
گراسيرخال وخطي شد دلم عيبم مکن
مرغ جائي ميرود کانجاست آب ودانه اي
تا نفرمائي که بي پروانه ئي درراه عشق
شمع وش پيش توسوزم گردهي پروانه اي
منعمان راخانه آبادان ودل خرم چه باک
گرگدائي جان دهددر گوشۀ ويرا نه اي
کي غم بنيادويران داردآن کش خانه نيست
روخبرگيراين معاني رازصاحب خانه اي
عاقلانش باززنجيري دگربرپا نهند
روزي ار زنجيرازهم بگسلد ديوانه اي
اين جنون تنهانه مجنون رامسلم شد بهار
باش کزماهم فتد اندرجهان افسانه اي
بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد
ز سوسن بشنو اي ريحان که سوسن صد زبان دارد
به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد
گل از نسرين هميپرسد که چون بودي در اين غربت
هميگويد خوشم زيرا خوشيها زان ديار آمد
سمن با سرو ميگويد که مستانه هميرقصي
به گوشش سرو ميگويد که يار بردبار آمد
بنفشه پيش نيلوفر درآمد که مبارک باد
که زردي رفت و خشکي رفت و عمر پايدار آمد
هميزد چشمک آن نرگس به سوي گل که خنداني
بدو گفتا که خندانم که يار اندر کنار آمد
صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق
که هر برگي به ره بري چو تيغ آبدار آمد
ز ترکستان آن دنيا بنه ترکان زيبارو
به هندستان آب و گل به امر شهريار آمد
ببين کان لکلک گويا برآمد بر سر منبر
که اي ياران آن کاره صلا که وقت کار آمد
مولانا
برخيز که ميرود زمستان
بگشاي در سراي بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وين پرده بگوي تا به يک بار
زحمت ببرد ز پيش ايوان
برخيز که باد صبح نوروز
در باغچه ميکند گل افشان
خاموشي بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زير گليم و عشق پنهان
بوي گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمي که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تيرباران
سعدي چو به ميوه ميرسد دست
سهلست جفاي بوستانبان
آمد بهار خرم با رنگ و بوي طيب
با صد هزار زينت و آرايش عجيب
شايد كه مرد پير بدين گه جوان شود
گيتي بديل يافت شباب از پي مشيب
چرخ بزرگوار يكي لشگري بكرد
لشگرش ابر تيره و باد صبا نقيب
نقاط برق روشن و تندرش طبل زن
ديدم هزار خيل و نديدم چنين مهيب
آن ابر بين كه گريد چون مرد سوگوار
و آن رعد بين كه نالد چون عاشق كثيب
خورشيد ز ابر تيره دهد روي گاه گاه
چونان حصاريي كه گذر دارد از رقيب
يك چند روزگار جهان دردمند بود
به شد كه يافت بوي سمن را دواي طيب
باران مشك بوي بباريد نو بنو
وز برف بركشيد يكي حله قصيب
گنجي كه برف پيش همي داشت گل گرفت
هر جو يكي كه خشك همي بود شد رطيب
لاله ميان كشت درخشد همي ز دور
چون پنجه عروس به حنا شده خضيب
بلبل همي بخواند در شاخسار بيد
سار از درخت سرو مر او را شده مجيب
صلصل بسر و بن بر با نغمه كهن
بلبل به شاخ گل بر بالحنك غريب
اكنون خوريد باده و اكنون زييد شاد
كه اكنون برد نصيب حبيب از بر حبيب
از رودکي
برافكند اي صنم ابر بهشتي
زمين را خلعت ارديبهشتي
بهشت عدن را گلزارماند
درخت آراسته حور بهشتي
جهان طاوس گونه گشت ديدار
به جايي نرمي و جايي درشتي
زمين برسان خون آلوده ديبا
هوا برسان نيل اندوده مشتي
بدان ماند كه گويي از مي و مشك
مثال دوست بر صحرا نبشي
زگل بوي گلاب آيد ازآن سان
كه پنداري گل اندر گل سرشتي
به طعم نوش گشته چشمه آب
به رنگ ديده آهوي دشتي
چنان گردد جهان هزمان كه گويي
پلنگ آهو نگيرد جز به كشتي
بتي بايد كنون خورشيد چهره
مهي كو دارد از خورشيد پشتي
بتي رخسار او همرنگ ياقوت
مئي برگونه جامه كنشتي
دقيقي چارخصلت برگزيدست
به گيتي در زخوبيها و زشتي
لب بيجاده رنگ و ناله چنگ
مي چون زنگ و كيش زرد هشتي
دقيقي
بامدادي که تفاوت نکند ليل و نهار |
| خوش بود دامن صحرا و تماشاي بهار |
صوفي از صومعه گو خيمه بزن بر گلزار |
| که نه وقتست که در خانه بخفتي بيکار |
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق |
| نه کم از بلبل مستي تو، بنال اي هشيار |
آفرينش همه تنبيه خداوند دلست |
| دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار |
اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود |
| هر که فکرت نکند نقش بود بر ديوار |
کوه و دريا و درختان همه در تسبيحاند |
| نه همه مستمعي فهم کنند اين اسرار |
خبرت هست که مرغان سحر ميگويند |
| آخر اي خفته سر از خواب جهالت بردار |
هر که امروز نبيند اثر قدرت او |
| غالب آنست که فرداش نبيند ديدار |
تا کي آخر چو بنفشه سر غفلت در پيش |
| حيف باشد که تو در خوابي و نرگس بيدار |
کي تواند که دهد ميوهي الوان از چوب؟ |
| يا که داند که برآرد گل صد برگ از خار |
وقت آنست که داماد گل از حجلهي غيب |
| به در آيد که درختان همه کردند نثار |
آدميزاده اگر در طرب آيد نه عجب |
| سرو در باغ به رقص آمده و بيد و چنار |
باش تا غنچهي سيراب دهن باز کند |
| بامدادان چو سر نافهي آهوي تتار |
مژدگاني که گل از غنچه برون ميآيد |
| صد هزار اقچه بريزند درختان بهار |
باد گيسوي درختان چمن شانه کند |
| بوي نسرين و قرنفل بدمد در اقطار |
ژاله بر لاله فرود آمده نزديک سحر |
| راست چون عارض گلبوي عرق کردهي يار |
باد بوي سمن آورد و گل و نرگس و بيد |
| در دکان به چه رونق بگشايد عطار؟ |
خيري و خطمي و نيلوفر و بستان افروز |
| نقشهايي که درو خيره بماند ابصار |
ارغوان ريخته بر دکه خضراء چمن |
| همچنانست که بر تختهي ديبا دينار |
اين هنوز اول آزار جهانافروزست |
| باش تا خيمه زند دولت نيسان و ايار |
از صميم دل عيد نوروز را به همه شما تبريك عرض ميكنم
و براي همه شما هموطنان و خانواده تان در سر اسر جهان سال
پر بركت و پر باري همراه با سلامتي از درگاه خداوند باريتعالي آرزو دارم .
ادامه مطلب ...
زنبور ها داراي شخصيت هستند
محققان دریافتند که عشق به هیجان تنها مختص انسان ها و دیگر مهره داران نیست، زنبورهای عسل نیز از این خصیصه برخوردارند و زنبورهایی که به نظر نسبت به دیگر زنبورها ماجراجوتر به نظر می آیند، از فعالیت های ژنتیکی مجزایی مشابه فعالیت های ژنتیکی انسان های ماجراجو برخوردارند.
این یافته جدید دیدگاهی نوین را از زنبورها و جوامع زنبوری ارائه می کند. اکنون این گونه به نظر می آید که زنبورهای عسل برای انجام وظایف مختلف سطوح متفاوتی از اشتیاق را نشان می دهند و این تفاوت ها می تواند منجر به ایجاد شخصیت های متفاوت در میان زنبورها شود.
محققان موسسه «بیولوژی ژنومیک» بر روی دو رفتار که به «تازه-خواهی» شباهت دارد، مطلعه کردند: پرسه زدن برای یافتن آشیانه های جدید و پرسه زدن برای یافتن غذا.
زمانی که یک «کلونی» به اندازه ای رشد می کند که آشیانه اش برایش کوچک می شود، در این شرایط باید در جستجوی آشیانه جدید بود.
حدود پنج درصد از گروه زنبورها برای یافتن مکانی جدید جهت ساخت «کندو» به تجسس و گشتزنی می پردازند.
احتمال اینکه این زنبورهای جستجوگر نسبت به دیگر زنبورهای «کندو» در مسیر جستجو برای یافتن سکونتگاه جدید به دنبال غذا نیز بگردند سه - چهار بار بیشتر است.
محققان در راستای درک پایه های مولکولی این تغییرات از سیستم «میکرو آرایه ژنومی» برای جستجوی تفاوت ها در فعالیت هزاران ژن در مغز زنبورهای ماجراجو و غیر ماجراجو استفاده کرده و شاهد هزاران تفاوت بودند.
در انسان ها و حیوانات ماجراجویی به عملکرد سیستم پاداش مغز ارتباط دارد. در زنبورها محققان موفق به کشف ژن های فعال متفاوتی شدند که با پروتئین ها و هورمون های مرتبط با «تازه-خواهی» در ارتباط بودند
ادامه مطلب ...
کشف یک پدیده مرموز فضایی
دست کم این چیزی است که اخترشناسان در بقایای خوشه های کهکشانی مشاهده کرده اند، با این همه "اندیشه مهدوی" استادیار دانشکده فیزیک و اخترشناسی دانشگاه سانفرانسیسکو و دیگر محققان با این موضوع مخالف بوده و می گویند خوشه Abell 520 از هسته ای از ماده تاریک برخوردار است که کاملا از ماده درخشان مجزا است.
مهدوی می گوید ما تلاش کردیم مدلهایی ارائه کنیم که بتواند این پدیده را توضیح دهد اما هیچ مدل خوبی موجود نبود. هیچ راهی وجود ندارد که به واسطه آن ماده تاریک و سرد را به این شکل در منطقه ای به همراه چند کهکشان قرار بگیرد.
مهدوی اولین بار در سال 2007 با استفاده از تکنیکی به نام بزرگنمایی گرانشی این هسته را کشف کرد. با وجود اینکه این منطقه مرئی نیست اما محققان می توانند موقعیت و ابعاد حدودی آن را به واسطه رصد چگونگی شکست نور کهکشانهایی که در پشت این لکه تاریک قرار دارد، تخمین بزنند.
رصد سال 2007 توسط تلسکوپهای زمینی انجام گرفته بود و مهدوی در آن سال تنها توانسته بود تعداد محدودی از کهکشانهایی که در پس Abell 520 قرار داشتند را رصد کند. اتمسفر زمین نیز در دقت این رصدها اخلال وارد کرده بود. از این رو دانشمندان تصمیم گرفتند برای مطالعه بهتر از هابل کمک بگیرند تا بتوانند وجود این هسته از ماده تاریک را به اثبات برسانند.
مهدوی می گوید رصد سال 2007 نتایجی داشت که همه امیدوار بودند رد شوند، اما رصد جدید هابل نشان می دهد بدون شک در تکه ای از آسمان لکه ای متمرکز از ماده تاریک وجود دارد. با این همه تایید این رصد چیزی از مرموز بودن آن نکاسته است زیرا هنوز دلیل قانع کننده ای برای توضیح وجود چنین هسته تاریکی به دست نیامده است. در تمامی برخوردهای کهکشانی دگر، ماده تاریک و ماده درخشان کهکشانی در کنار یکدیگر قرار داشته و از هم جدا نیستند.
بر اساس گزارش SFSU، مهدوی دلیل متفاوت بودن خوشه Abell 520 را ناقص بودن درک دانشمندان از نحوه رشد و برخورد کهکشانها می داند و از این رو توضیح این پدیده نیازمندارائه نظریه جدیدی درباره تعاملات ماده تاریک خواهد بود. وی شبیه سازی با کمک ابررایانه ها را تنها راه حل برای کشف اسرار این رویداد می داند.
ادامه مطلب ...
ساخت انسان پلاستیکی در چین
یک شرکت فناوری بیوتکنیک در چین، اسکلت انسان را به نمونه های پلاستیکی بسیار بادوام تبدیل میکند.
به گزارش ایسنا، طی فرایند پلاستیکسازی انسان که در چهار مرحله انجام میشود، لایههای پلیمری، جایگزین مولکولهای آب و چربی در نمونههای بیولوژیکی میشوند.
دانشکدههای پزشکی و باغ وحشها نمونههای انسانی و حیوانی خود را به این مرکز ارسال میکنند و بدنها در این مرکز پردازش میشوند.
برای پلاستیکسازی حیوانات بزرگ مانند وال، دو سال زمان نیاز است؛ اما ساخت یک انسان پلاستیکی ظرف هشت تا 12 ماه انجام میشود.
بدنهای پلاستیکی تجزیه و متلاشی نمیشود و موزهها و دانشکدههای پزشکی میتوانند این نمونهها را با عضلات، رگها و مغز به نمایش بگذارند.
شرکت بیوتکنیک در سال 2002 میلادی در شمال چین تأسیس شد و از سال 2005 نمایشگاه انسانهای پلاستیکی در سراسر جهان برگزار شده است.
ادامه مطلب ...
کشف جالب اسکلت عاشق و معشوقی که ۱۵ قرن دست در دست هم داشتند! + عکس
باستان شناسان ایتالیایی موفق به کشف اسکلت زوجی شدند که حدود یک هزار و ۵۰۰ سال پیش دفن شدهاند اما هنوز هم دستهای یکدیگر را در دست میفشارند. بقایای باقیمانده از اسکلت یک زوج از دوران روم باستان نشان میدهد این زن و مرد یک هزار و ۵۰۰ سال دستهای یکدیگر را گرفتهاند.
باستان شناسان ایتالیایی معتقدند این زوج به طور همزمان بین قرن ۵ و ۶ پس از میلاد در شمال مرکزی ایتالیا به خاک سپرده شدهاند. یک حلقه برنزی در انگشتان زن دیده میشود و به نظر میرسد که این زن در حال نگاه کردن به مرد است.
باستان شناسان معتقدند این دو هنگام دفن شدن به صورت یکدیگر خیره شده بودند. وضعیت ستون مهره مرد نشان میدهد سر وی پس از مرگ به سمت دیگری چرخیده است. این ۲ اسکلت توسط باستان شناسان دانشگاه بولونیا در ایتالیا مورد مطالعه و بررسی قرار میگیرد تا سن، نسبت و همچنین علت مرگ آنها مشخص شود.
منبع: برنا نیوز
ادامه مطلب ...



